الفيض الكاشاني
362
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
كه از گورش برانگيخته مىشود بگزند . » « 1 » غزّالى مىگويد : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : « مؤمن در قبر خود در مرغزار سبزى است و گورش هفتاد ذراع فراخ مىشود و چنان روشنى مىدهد كه گويى ماه شب چهارده است . آيا مىدانيد آيهء : فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً « 2 » دربارهء چه چيزى نازل شده است ؟ عرض كردند : خدا و پيامبرش داناتر است ، فرمود : دربارهء عذاب قبر كافر است كه نود و نه تنّين بر او مسلّط مىشود ، آيا مىدانيد تنّين چيست ؟ آن نود و نه مار است و هر مارى هفت سر دارد كه پيوسته او را مىخراشند و مىليسند و در تنش مىدمند تا آنگاه كه قيامت شود . » « 3 » و نبايد بخصوص از اين عدد تعجّب شود ، چه شمارهء اين مارها و كژدمها به اندازهء شماره خويهاى ناپسند است مانند كبر ، ريا ، حسد ، غشّ ، كينه و ديگر صفات مذموم ، و اينها را اصول و ريشههاى معدود و معيّنى است و از هر كدام فروع و شاخههاى معيّن و مشخّصى منشعب مىشود و اين فروع نيز به اقسامى منقسم مىگردد . اين صفات همان مهلكانند كه به ذات خود به كژدم و مار منقلب مىشوند . قويترين آنها مانند اژدها مىگزد و ضعيف آنها مانند كژدم نيش مىزند و آنچه در ميانهء آنهاست مانند مار آزار مىدهد . ارباب قلوب و صاحبان بينش با نور بصيرت اين مهلكات و انشعاب فروع آنها را مىبينيد جز اين كه بر تعداد آنها فقط با نور نبوّت آگاهى حاصل مىشود . ظواهر اين گونه اخبار صحيح است ، ليكن اسرارى نهانى دارند كه در نزد ارباب بينش پوشيده نيست ؛ كسى كه حقايق اين اخبار برايش روشن نشده است نبايد در صدد انكار آنها بر آيد چه پستترين درجات ايمان تصديق و تسليم است . اگر بگويى : ما كافر را مدّتها در گورش مشاهده مىكنيم و او را زير نظر مىگيريم و از اينها كه گفته شد در او نمىبينيم چه دليلى دارد كه ما چيزى را بر خلاف مشاهده تصديق كنيم . پاسخ اين است كه بدانى تو را در تصديق امثال اين اخبار سه مقام است : مقام اوّل - كه اظهر و روشنتر و سالمتر است اين است كه تصديق كنى اين جانوران موجودند و مرده را مىگزند ليكن تو آنها را نمىبينى ، زيرا اين چشم سر صلاحيّت مشاهدهء امور ملكوتى را ندارد ، و هر چه متعلّق به آخرت است از عالم ملكوت است . آيا نمىبينى كه
--> ( 1 ) كافى ، ج 3 ، ص 231 ، شماره 1 . ( 2 ) طه / 124 - . . . براى او زندگى سختى است . ( 3 ) ابو يعلى و در طريق روايت او درّاج است و حديث او حسن است . مجمع الزّوائد ، ج 3 ، ص 55 .